تبليغاتX
قاصدک کانون

قاصدک کانون
قالب وبلاگ

آدم برفی

سرفه های مریم ، خواهرم ، امان مادر را بریده بود

زمستان بود و سرما و لباس پرپرِی مریم

قدیم ها اینجور وقت ها ، مادر سوپ درست می کرد

سوپ مریض با هویج و سیب زمینی و سبزی

اما این روز ها ، پدر بیکار بود و خانه خالیِ خالی

پدر، شرمگین و بی تاب در اتاق قدم میزد

اتاق پر بود از سرفه های مریم

و ناله های مادر و شرم پدر

از پشت شیشه یخ کرده ، همسایه ها را می دیدم که آدم برفی درست می کردند

صدای خنده شان همراه سوز از جرز در می آمد

پدر پالتوی کهنه را بر دوش انداخت و زد بیرون

و جواب کجا میروی مادر را هم نداد

پدر کنار کوچه ایستاده بود و آدم برفی ها را نگاه میکرد

مادر گوشه لپش زد و گفت : امان از این بی خیالی ، هی

الهی ..... و نفرینش را قورت داد

در گرگ و میش کوچه آدم برفی های قد و نیم قد ایستاده بودند

با شال و کلاه و لباس هایی مناسب تر از مریم

با دماغ های هویجی و چشمهای ُتربی ، سیب زمینیهایی بجای دهان

 و موهایی از جنس جعفری

تاریکی که آمد ، همه رفتند

جز پدر که چون شبحی ، کنار آدم برفی ها دیده می شد

...

شب سوپ داغ داشتیم

با هویج و سیب زمینی و تُرب و جعفری

پدر با شرم ، از پشت شیشه یخ زده

به آدم برفی های بدون دماغ و دهان و چشم نگاه میکرد

خدا را شکر باز هم همسایه ها نداری ما را نفهمیدند

شام مهمان آدم برفی ها بودیم.

[ پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1391 ] [ 9:30 ] [ سید احسان امامی ] [ ]

اینجانب اقدام به ساخت وبلاگی با نام تجربیات مربیان کانون استان قزوین کرده ام که هدف از ساخت این وبلاگ انعکاس توانمندیهای همکاران محترمم در کانون میباشد و تا آنجایی که در وبلاگ های استان های دیگر جویا شدم تا کنون وبلاگی با این عنوان در کانون و در بخش فرهنگی راه اندازی نشده است . امید است با همکاری شما همکاران ارجمندم بتوانیم وبلاگی پر محتوا در زمینه فرهنگی در استان داشته باشیم .

[ سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391 ] [ 14:0 ] [ سید احسان امامی ] [ ]
اغلب برای شروع فعالیتهام برای اینکه اعضا به فعالیت علاقمند بشن این طرح با گچ روی تخته سیاه کلاسشون نقش میبنده ...

[ سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391 ] [ 9:30 ] [ سید احسان امامی ] [ ]

بادعاهای زیر از کتاب  سومین جشنواره بین‌المللی "دستهای کوچک دعا" است. این جشنواره سه سال است که در تبریز برگزار می‌شود و دعاهای بچه‌های دنیا را جمع ‌آوری می‌کند و برگزیدگان را به تبریز دعوت و به آنها جایزه می‌دهد. دعاهایی که می‌خوانید از بچه‌های ایران است.

لطفاً آمین بگوئید:





آرزو دارم سر آمپول‌ها نرم باشد!
(تاده نظر‌بیگیان / ۵ ساله)

خدای مهربانم! من در سال جدید از شما می‌خواهم اگر در شهر ما سیل آمد فوراً من را به ماهی تبدیل کنی!
(نسیم حبیبی / ۷ ساله)

ای خدای مهربان! پدر من آرایشگاه دارد. من همیشه برای سلامت بودن او دعا می‌کنم. از تو می‌خواهم بازار آرایشگاه او و همه آرایشگاه‌ها را خوب کنی تا بتوانم پول عضویت کانون را از او بگیرم چون وقتی از او پول عضویت کانون را می‌خواهم می‌گوید بازار آرایشگاه خوب نیست!
(فرشته جبار نژاد ملکی / 11 ساله)

خدای عزیزم! من تا حالا هیچ دعایی نکردم. میتونی لیستت رو نگاه کنی. خدایا ازت میخوام صدای گریه برادر کوچیکم رو کم کنی!
(سوسن خاطری / 9 ساله)

خدایا! یک جوری کن یک روز پدرم من را به مسجد ببرد.
(کیانمهر ره‌گوی / 7 ساله)

خدای عزیزم! در سال جدید کمک کن تا مادربزرگم دوباره دندان دربیاورد آخر او دندان مصنوعی دارد!
(الناز جهانگیری / 10 ساله)

آرزوی من این است که ای کاش مامان و بابام عیدی من را از من نگیرند. آنها هر سال عیدی‌هایی را که من جمع می‌کنم از من می‌گیرند و به بچه‌ آنهایی می‌دهند که به من عیدی می‌دهند!
(سحر آذریان / ۹ ساله)

بسم الله الرحمن الرحیم. خدایا! از تو می‌خواهم که برادرم به سربازی برود و آن را تمام کند. آخه او سرباز فراری است. مادرم هی غصه می‌خورد و می‌گوید کی کارت پایان خدمت می‌گیری؟
(حسن / 8 ساله)

ای خدا! کاش همه مادرها مثل قدیم خودشان نان بپزند من مجبور نباشم در صف نان بایستم!
(شاهین روحی / 11 ساله)

خدایا! کاری کن وقتی آدم‌ها می‌خوان دروغ بگن یادشون بره!
(پویا گلپر / 10 ساله)


خدا جون! تو که اینقدر بزرگ هستی چطوری میای خونه ما؟ دعا می‌کنم در سال جدید به این سؤالم جواب بدی! (پیمان زارعی / 10 ساله)
خدایا! یک برادر تپل به من بده!!
(زهره صبورنژاد / 7 ساله)

خدایا! در این لحظه زیبا و عزیز از تو می‌خواهم که به پدر و مادر همه بچه‌های تالاسمی پول عطا کنی تا همه ما بتوانیم داروی "اکس جید" را بخیریم و از درد و عذاب سوزن در شبها رها شویم و در خواب شبانه‌یمان مانند بچه‌های سالم پروانه بگیریم و از کابوس سوزن رها شویم... (مهسا فرجی / 11 ساله)

دلم می‌خواهد حتی اگر شوهر کنم خمیر دندان ژله‌ای بزنم!
(روشنک روزبهانی / 8 ساله)

خدایا! شفای مریض‌ها را بده هم چنین شفای من را نیز بده تا مثل همه بازی کنم و هیچ‌کس نگران من نباشد و برای قبول شدن دعا 600 عدد صلوات گفتم ان شاء الله خدا حوصله داشته باشد و شفای همه ما را بدهد. الهی آمین.
(مهدی اصلانی / 11 ساله)

خدایا! دست شما درد نکند ما شما را خیلی دوست داریم!
(مینا امیری / 8 ساله)

خدایا! تمام بچه‌های کلاسمان زن داداش دارند از تو می‌خواهم مرا زن دادش دار کنی!
(زهرا فراهانی / 11 ساله)

ای خدای مهربان! من سالهاست آرزو دارم که پدرم یک توپ برایم بخرد اما پدرم بدلیل مشکلات نتوانسته بخرد. مطمئن هستم من امسال به آرزوی خودم می‌رسم. خدایا دعای مرا قبول کن...
(رضا رضائی طومار آغاج / 13 ساله)

ای خدای مهربان! من رستم دستان را خیلی دوست دارم از تو خواهش می‌کنم کاری کنی که شبی او را در خواب ببینم!
(شایان نوری / 9 ساله)

خدایا ماهی مرا زنده نگه دار و اگر مرد پیش خودت نگه دار و ایشالله من بتوانم خدا را بوس کنم و معلم‌مان هم مرا بوس کند )!!امیرحسام سلیمی / 6 ساله)

خدیا! دعا می‌کنم که در دنیا یک جاروبرقی بزرگ اختراع شود تا دیگر رفتگران خسته نشوند!
(فاطمه یارمحمدی / 11 ساله)

ای خدا! من بعضی وقت‌ها یادم می‌رود به یاد تو باشم ولی خدایا کاش تو همیشه به یاد من بیوفتی و یادت نرود!
(شقایق شوقی / 9 ساله)

خدای عزیزم! سلام. من پارسال با دوستم در خونه‌ها را می‌زدیم و فرار می‌کردیم. خدایا منو ببخش و اگه مُردم بخاطر این کار منو به جهنم نبر چون من امسال دیگه این کار رو نمی‌کنم!
(دلنیا عبدی‌پور / 10 ساله)

آرزو دارم بجای این که من به مدرسه بروم مادر و پدرم به مدرسه بروند. آن وقت آنها هم می‌فهمیدند که مدرسه رفتن چقدر سخت است و این قدر ایراد نمی‌گرفتند! (هدیه مصدری / 12 ساله)

خدایا مهدکودک از خانه ما آنقدر دور باشد که هر چه برویم، نرسیم. بعد برگردیم خانه با مامان و کیف چاشتم. پاهای من یک دعا دارند آنها کفش پاشنه بلند تلق تلوقی (!) می‌خوان دعا می‌کنند بزرگ شوند که قدشان دراز شود!
(باران خوارزمیان / 4 ساله)

خدایا! برام یک عروسک بده. خدایا! برای داداشم یک ماشین پلیس بده!
(مریم علیزاده / 6 ساله)

خدایا! می‌خورم بزرگ نمیشم! کمکم کن تا خیلی خیلی بزرگ شوم!
(محمد حسین اوستادی / 7 ساله)
خدایا! من دعا می‌کنم که گاو باشم (!) و شیر بدهم تا از شیر، کره، پنیر و ماست برای خوراک مردم بسازم!
(سالار یوسفی / 11 ساله)

من دعا می‌کنم که خودمان نه، همه مردم جهان در روز قیامت به بهشت بروند.
(المیرا بدلی / 11 ساله)

خدای قشنگ سلام! خدایا چرا حیوانات درس نمی‌خواننداما ما باید هر روز درس بخوانیم؟ در سال جدید دعا می‌کنم آنها درس بخوانند و ما مثل آنها استراحت کنیم!
(نیشتمان وازه / 10 ساله)


اگر دل درد گرفتیم نسل دکترها که آمپول می‌زنند منقرض شود تا هیچ دکتری نتواند به من آمپول بزند!
(عاطفه صفری / 11 ساله)

خدای مهربان! من یک جفت کفش می‌خواهم بنفش باشد و موقع راه رفتن تق تق کند مرسی خدایا!
(رویا میرزاده / 7 ساله)

در یادداشت دبیر جشنواره در ابتدای کتاب نوشته شده:

"هزاران نفر برای باریدن باران دعا می‌کنند غافل از آنکه خداوند با کودکی است که چکمه‌هایش سوراخ است."

[ دوشنبه چهارم اردیبهشت 1391 ] [ 8:56 ] [ سید احسان امامی ] [ ]

[ پنجشنبه سی و یکم فروردین 1391 ] [ 13:14 ] [ سید احسان امامی ] [ ]

به گیسوی بلند آبشاران

به بوی سبزه ٬ ماهی ٬ بوی باران

دلت سبز و نگاهت تازه باشد

بهاران در بهاران در بهاران 

[ دوشنبه چهاردهم فروردین 1391 ] [ 9:25 ] [ سید احسان امامی ] [ ]

سال ۹۰ برای کتابخانه سیار روستایی شماره یک استان قزوین سال کار و تلاش بوده و تاکنون ۵۸۶۸ جلد کتاب امانت داده شده است و تعداد کل ۶۹۷۶ نفر دختر و پسر کودک و نوجوان در فعالیتهای فرهنگی ٬ هنری و ادبی کتابخانه شرکت کرد ه اند. و این کتابخانه تا کنون ۱۱۴۷ نفر عضو فعال دارد .

[ چهارشنبه سوم اسفند 1390 ] [ 10:20 ] [ سید احسان امامی ] [ ]

امسال کتابخانه سیار روستایی شماره یک بزرگداشت دهه فجر را با کودکان مهربان و صمیمی و معلمان دلسوز روستای آرشت جشن گرفت . در جشنی که به این مناسبت با همکاری کتابخانه سیار بر پا شد برنامه هایی از قبیل مسابقه و سرگرمی ، معرفی روزهای خاص در ماه بهمن  ، نمایش فیلم یکی کم است ، نمایش خلاق ، زینت بخش این برنامه بود .

 

 

[ چهارشنبه سوم اسفند 1390 ] [ 9:44 ] [ سید احسان امامی ] [ ]

امسال گروه سرود کانون به سرپرستی اینجانب سرودی در دستگاه شور دشتی با نام ذکر شما به آهنگسازی آقای مجید یزدی قزوینی و تنظیم حسام ساروخانی و شعر زیبای مهدی مردانی را به روی سن برد .

[ چهارشنبه دوازدهم بهمن 1390 ] [ 13:29 ] [ سید احسان امامی ] [ ]

هر ساله اینجانب و گروهم در سوگواره حسینی که در استان برپا میشود به شوق  اسطوره عشق و ایثار امام حسین (ع)  سرودهایی در مدح دلاوری ها و درد بی پایان شیعیان اجرا می کنیم که امسال این سرودها در صدا و سیمای استان قزوین ضبط  شد و در ماه محرم به سمع و نظر هم استانیهایمان رسید.

سرود خورشید سه ساله ( در مدح حضرت رقیه س )

شاعر : مهدی مردانی

آهنگساز : مجید یزدی قزوینی

تنظیم آهنگ : مهدی احمدی

بازیگر نقش حضرت رقیه (س) : الهه والدی

ماه زخمی ( در مدح حضرت ابوالفضل ع )

شاعر : مهدی مردانی

آهنگ و تنظیم : مهدی احمدی

....................................................................

سرود نیایش امام حسین ع

در دستگاه بیات زند

شاعر : مهدی مردانی

آهنگساز :مجید یزدی قزوینی

تنظیم آهنگ : مهدی احمدی

[ یکشنبه بیستم آذر 1390 ] [ 13:17 ] [ سید احسان امامی ] [ ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

سلام
به وبلاگ کتابخانه سیار روستایی شماره یک استان قزوین خوش آمدید.
قابل توجه بازدید کنندگان محترم هر گونه برداشت از مطالب و تصاویر وبلاگ با ذکر منبع مجاز میباشد.
کمک کن مثل یک ابر

به استعداد دانه

کمک کن مثل باران

به کشف یک جوانه
ایران رمان